-20%

خواب باران

شب چادر سیاه و مرطوبش را بر سر شهر کشیده بود. آسمان تجریش مخملی سیاه بود و ستاره‌های ریز و درشت، مثل مشتی پولک درخشان، گرداگرد قرص کامل ماه می‌درخشیدند. هوا پر بود از بوی شمعدانی و عطر سبک و دل‌انگیز یاس. نسیم ملایم و خنک بهاری که از سمت کوه‌های شمال شهر می‌وزید، شاخه‌های ترد و نازک درختان باغچه را به بازی گرفته بود.

حسام مثل هر شب نشسته بود روی ایوان. دور و برش پر بود از برگه‌های نوشته شده به خط بریل. تکیه به پشتی، چایش را جرعه‌جرعه می‌نوشید و به صدای ممتد جیرجیرک‌ها و قل‌قل ریزش فواره‌ی وسط حوض گوش می‌داد. چایش را که سر کشید، دست کشید و برگه‌ای از روی زمین برداشت و با سرانگشتان، خطوط برجسته‌اش را لمس کرد.

عزیزخانم هم که تازه شستن ظرف‌ها را تمام کرده بود، برق آشپزخانه را خاموش کرد و به طرف ایوان رفت. قبل از اینکه پرده‌ی توری آویخته پشت در ایوان را کنار بزند، کمی مکث کرد و به حسام خیره ماند. آرامش و لبخند ملایمی که روی صورت حسام نشسته بود، حالش را خوش کرد.

250,000  200,000 

توضیحات

 

وجيهه سامانی در سال ٨٥ رتبه اول جشنواره مطبوعات وزارت ارشاد را كسب كرده، و با کتاب “عروس آسمان” برگزيده جشنواره حبيب غني پور و با رمان “آن مرد با باران می‌آید” برگزیده جشنواره داستان انقلاب حوزه هنری شده است.

 

 

 

اطلاعات بیشتر

وزن 150 g
ابعاد 20 × 12 × 2 cm
موضوع

نوبت چاپ

تعداد صفحه

نویسنده

سال انتشار

ناشر

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.